تبلیغات
Nightside - مطالب هفته اول خرداد 1390

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 خرداد 1390

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز     

نایت ساید اسم مجموعه کتاب هایی تخیلی و بسیار هیجان انگیز نویسنده انگلیسی به نام ا.ر گرین است که برای مخاطبان نوجوان نوشته شده این کتاب ها از داستانی بسیار تخیلی حتی تخیلی تر از کتاب آرتیموس فاول برخوردار می باشد و خواننده را به دنیایی دیگر در قلب شهر لندن می برد البته شهری که در آن خورشید نمی تابد و همیشه ساعت سه صبح است و برای همین شما می توانید در کنار اسطوره ها قدم بزنید و با موجودات ماورا طبیعه دم خور شوید و روحتان را از لذت ها پر کنید ولی به شرط اینکه پول داشته باشید.

شخصیت اول داستان جان تیلور دارای نیرویی مجزا از بقیه در پیدا کردن همه چیز است البته او فقط چیز ها را پیدا نمی کند بلکه با استعدادش آدم می کشد طلسم ها را پاره می کند دشمنانش را پیدا می کند و در افکار مردم فضولی می کند!!!

جدا از داستان وقتی من جلد چهارم تموم کردم احساس خیلی عجیبی در من دست داده بود انگار که در نایت سایدم وشیاطین هم دور و برم می پلکند تا چند روز فکرم مشغول یک سری چرندیات بود که نمی دونم از کدوم قبرستونی وارد کله ام شده بود هرچند در این کتاب هدف هایی صهیونیستی هم دیده می شد مثلا روی عکس جلد کتاب یک ستاره پنج وجهی وجود داره که درون آن یک ستاره ی دیگر به همان ترتیب کشیده شده یا مثلا در داستان هم چند بار آن ها برای در امان ماندن از فرشته ها (در این داستان فرشته بد هم داریم که این مغایر اعتقادات اسلامی ماست) به درون همچین چیزی پناه بردند و یا یک بار هم از مرلین که در داستان پسر شیطان است کمک گرفتند یا مثلا مادر جان ... این دیگه خیلی بی احترامی و من نمی خوام چنین چیزی در وبلاگ من وجود داشته باشه خوب بنابراین اگر می خواهید ذهنتان در گیر این چرت پرت ها نشود یا مثل جان تیلور از افکار خود محافظت کنید یا این کتاب را نخوانید ! واقعا جدی می گم و من تنها کسی نیستم که دچار این حالت ها شده!!!

<< نشر ویدا >>

<< لطفا به مطالب نظر بدهید >>




طبقه بندی: رمان علمی تخیلی، 
برچسب ها: نایت ساید، طرف شب، جان تیلور، سیمون ار گرین، سوزی شوتر،
ارسال توسط Empty Boy
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 خرداد 1390

من تیلور هستم.جان تیلور.روی کارت ویزیتم نوشته شده که یک کارآگاه خصوصی هستم اما در واقع تخصص من پیدا کردن هر چیز گمشده ای است این استعدادی است که از زمان تولد در نایت ساید در من نهفته است.من نایت ساید را مدت ها پیش ترک کردم.جانم در خطر بود.حالا در خیابان های روشن لندن زندگی می کنم.

اما کار وکاسبی کساد شده است.به همین دلیل وقتی جوانا برت که از او بوی پول به مشامم می رسید در دفترم ظاهر شد و از من خواست دختر نوجوان گمشده اش را پیدا کنم نتوانستم نه بگویم.

خیلی زود فهمیدم دختر بچه کجا رفته است.نایت ساید.آن شهر دوزخی که زیر لندن واقع شده است .جایی که همیشه ساعت سه صبح است .جایی که می توانید کنار اسطوره ها قدم بزنید و با هیولا ها دم خور شویدجایی که هیچ چیز آنچه که به نظر می رسد نیستو هر اتفاقی ممکن است بیفتد.

من قسم خورده بودم ه هرگز دیگر به آنجا بر نگردم.اما یک دختر بچه به خطر افتاده ویک زن به من اعتماد کرده است.پس هیچ انتخابی ندارم...من به خانه بر می گردم...

<< نشر ویدا >>

<< لطفا به مطالب نظر بدهید >>




طبقه بندی: رمان علمی تخیلی، 
ارسال توسط Empty Boy
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 خرداد 1390

جان تیلور استخدام میشود تا جام شیطانی را پیدا کند جامی که آخرین شب یهودا از آن نوشید.این جام هرکس را که لمسش کند به تباهی می کشاند اما به او قدرتی بی نظیر می بخشد به همین دلیل تیلور تنها کسی نیست که  جام  را تعقیب می کند فرشتگان و شیاطین همه و همه این جا دنبال آن هستند و در حال نکه تکه کردن نایت سایدند تا جام را پیدا کنند.

ولی مشکل تیلور آن است که اگر فرشته ها و شیاطین بفهمند که او در پیدا کردن اشیا استعداد دارد آنوقت... 

<< نشر ویدا >>

<< لطفا به مطالب نظر بدهید >>




طبقه بندی: رمان علمی تخیلی، 
ارسال توسط Empty Boy
آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما به كدوم سبك موزیك باید بیش تراهمیت داد؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ