تبلیغات
Nightside

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391

درود

 

خب بچه ها یک سال از زمانی که من این وب رو تاسیس کردم گدشت و تو این مدت خیلی اتفاق ها افتاد...خیلی ها رو اذیت کردم با کد های سر کاریم و خیلی ها هم از مطالبم استفاده کردن...

 

تو این یک سال حدود 200 تا پیام تبادل لینک کردم ولی فقط همینایی که تو وبلاگ هست رو تایید کردم و این نشون میده که وبلاگ تقریبا موفقی دارم البته جای  تقدیر از تمام نویسنده های حال وبلاگ داره اونا هم زحمت کشیدن بالاخره....




برچسب ها: تود یک سالگی nightside،
ارسال توسط Empty Boy
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 اسفند 1390
ارسال توسط Empty Boy
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 اسفند 1390
ارسال توسط Empty Boy
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390

تازگیا خیلی کم به اینجا سر میزنم

حالا همه ی توجهم روی وب شخصیمه

دیه حال ندارم به اینجا سرک بکشم

بازدیدمم خیلی اومده پایین...

می خوام اینجا رو برای یه مدت طولانی ببیندم...

حداقل تا وقتی که بتونم دوباره سر و سامونش بدم...

نظر شما چیه ببندمش؟



ارسال توسط Empty Boy
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 19 دی 1390

از اونجایی که من و حسین توی واحد هامون برنامه نویسی cpp داشتیم و الان 6 ماهی هست که تموم شده .

الان یکم وقت داریم که نمیخوایم تلف شه !!

واسه همین چند تا پروژه دانشجویی انجام دادیم..

الانم اگه شما پروژه داشتید ما هستیم!!

دستمزد هم بر اساس حجم برنامه (تعداد خط ها) تعین میشه!!

به ما کامنت بدید یا به من ایمل کنید که براتون نمونه کار بفرستیم!



ارسال توسط سعید فیروزی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 19 دی 1390

پردازنده ی شما با توجه به باس و کش و حافظه ای که داره میتونه پردازش کنه.

معروف ترین پردازنده ها برای اینتل و ای ام دی هست

که بر اساس نیاز های مختلف از هم بر تری دارند.

اگر بخوان توانایی پردازش کامپیوتر خودتونو افزایش بدید باید باید ولتاژ و فرکانس پردازنده رو افزایش بدید که کار آسونی نیست!!!

خیلی هم خطر داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




طبقه بندی: کامپیوتر و بازی، 
ارسال توسط سعید فیروزی
مرتبه
تاریخ : جمعه 16 دی 1390

خورشید در حال غروب بود امواج دریا می آمد و میرفت. خاکستر طلایی رنگ خورشید کم کم از روی شن های سفید ساحل ناپدید میشد و تو به تماشای قرص نازک و سوزان خورشید که پیوسته در دریا فرو میرفت ایستاده بودی. باد موهایت را پریشان می کرد، من پشت سرت ایستاده بودم و از بودی عطرآگینت که باد برایم می فرستاد سرشار بودم. نگاهت به دریا بود ولی خودت در جای دیگری بودی، خواستم در افکارت باشم، هر جا که باشی در کنارت هستم  تو این را می داسنتی ولی نمی دانم که در رویاهایت هم مرا با خود شریک می کنی یا نه...



طوری که انگار افکار زمزمه وارم راشنیده باشی سرت را پایین انداختی گوشه ی لبت را می جویدی و تکه های الماس از صورتت می چکیدند. ناگهان به سمتم برگشتی رویت به زمین بود، از خودت عصبانی بودی این را از لرزش پره های بینی ات فهمیدم. من مقابلت ایستاده بودم، افکارت را می خواندم... می داسنتم می خواهی آغوشم را باز کنم، می داسنتم که گرمای دستانم را به گرمای خورشید ترجیح میدهی ولی دو دل بودی از اینکه رفتاز بیش از حد صمیمانه ای نشان دهی نگران بودی، می ترسیدی که من دست رد به سینه ات بزنم، غرق در ترسهایت بودی که من آغوشم را باز کردم، تو را میان بازوانم فشار دادم و صورتت را غرق در بوسه کردم، موهای پریشانت را مرتب کردم و سرت را داخل سینه ام پنهان کردم. اشک های نمکی ات رولی لباسم میریخت و من تو را بیشتر به خود می چسباندم... و تو دیگر گریه نمی کردی... ای کاش ما همه بودیم و با همه ی قلب ها به یکدیگر عشق میورزیدیم.



ارسال توسط Empty Boy
(تعداد کل صفحات:13)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما به كدوم سبك موزیك باید بیش تراهمیت داد؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ